کد خبر : 234286
تاریخ انتشار : 4 اسفند 1396 20:8
تعداد مشاهدات : 339

اعتیادی نوظهور؛ اعتیاد به شبکه اجتماعی مجازی

نگاهی بر جدیدترین نوع اعتیاد در جامعه به قلم دکتر یوسف خجیر، هیات علمی و مدیرگروه ارتباطات دانشگاه سوره.


با رشد روزافزون استفاده شهروندان از اینترنت در دهه 1990، مفهوم جدیدی با عنوان اعتیاد اینترنت وارد ادبیات علمی جهان شد که در ابتدا چندان مورد توجه قرار نگرفت. اما با گذشت تنها چهار سال از تأسیس سایت جستجوگر یاهو و پیدایش نخستین اتاق های گفت وگو و اجتماعات مجازی بحث وابستگی و حضور افراطی در فضای مجازی به دغدغه پژوهشگران علوم رفتاری و موضوعات محوری کنفرانس ها و سمینارهای تخصصی روانشناسان ارتباطات شده است.
به طوری که اندیشمندانی چون یانگ با طرح تست سنجش اعتیاد به اینترنت (IAT) (Internet addiction test) و چن مقیاس اعتیاد به اینترنت (CIAS) (Chen internet addiction scale) به سنجش کاربران اینترنت پرداختند. سال های بعد با توجه به پیشرفت روزافزون اینترنت و مشتقات آن تست های اعتیاد به اینترنت نیز تکمیل-تر و به روزتر شد و از درون آن تست استفاده بیمارگونه از اینترنت (GPIUS)(Generalized problematic internet addiction scale ) و استفاده وسواس گونه از اینترنت درآمده است. اما با ورود به هزاره سوم و شکل گیری و عمومیت یافتن وب 2 توجه به این امر بیشتر شده است. وب 2 گونه ای از اینترنت است که در آن کاربر نقش اساسی در ایجاد و گسترش ارتباطات یا استفاده از فضای مجازی دارد که نمونه بارز آن رسانه های اجتماعی (وبلاگ، میکروبلاگ، ویکی ها، پادکست ها و ...) سایت های شبکه-های اجتماعی (فیس بوک، یوتیوپ، لینکدین، اینستاگرام و ...) و نرم افزارهای پیام رسان تلفن همراه (تلگرام، واتس آپ، لاین و...) هستند.
امروزه شبکه های اجتماعی مجازی و نرم افزارهای پیام رسان بخشی از زندگی شهروندان در دنیای واقعی هستند. فناوری ـ رسانه ای که به افراد در ایجاد ارتباط با دیگران و دوستیابی، کسب اخبار و اطلاعات، گذران اوقات فراغت و سرگرمی، هویت یابی، خودافشایی و خودگشودگی، بازنمایی خود درونی و... کمک می کند.
جذابیت های درونی این فناوری ها چون تعاملی بودن، کاربر محور بودن، فقد نظارت و کنترل، رهایی در عمل (البته در ظاهر این گونه است) کندوسازی و حلقه سازی، سرایت روانی فالو کردن و فالوشدن و خدمات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی این شبکه ها باعث رشد بی-رویه این رسانه ها در بین کاربران شده است. استفاده از این شبکه ها چون دو روی سکه است. روی نخست آن استفاده از ظرفیت های این شبکه در تقویت ارتباطات میان فردی، کسب اخبار و اطلاعات و افزایش توان قدرت تحلیل و انتقاد، خروج از گمنامی و ... است اما روی دیگر سکه در صورت استفاده بی رویه و نامتعارف از آن پدیده اعتیاد به شبکه های اجتماعی است. این نوع اعتیاد بخشی از اعتیاد رفتاری است.  اعتیاد به شبکه اجتماعی مجازی زمانی رخ می دهد که فرد به صورت بی اراده و غیرهدفمند بخش اعظمی از وقت خود را به صورت سرگردان در شبکه های اجتماعی مجازی صرف می کند.
از علائم این عارضه حضور دائمی و غیرهدفمند در صفحات سایت های شبکه های مجازی یا به نوعی پرسه زنی در شبکه های مجازی، بررسی مدام و مداوم آن و بازکردن پی در پی آیکون این شبکه ها و نرم افزارها به منظور به روزرسانی، احساس نارضایتی از زمانی که برای حضور در این صفحات و فضاها سپری می کند و کم دانستن این زمان، احساس اضطراب و ترس از قطع شدن نت، ناتوانی در کنترل خود در استفاده از این ابزارها و استفاده غیرارادی از آنهاست. به نحوی که دائم صفحات فیس بوک، اینستاگرام، توئیتر و ... خود را چک می-کند، به صورت مداوم و پشت سرهم نرم افزار تلگرام را باز می کند تا اطلاعات آن به روز شود حتی بدون مطالعه آنها، در حال چک کردن پروفایل دیگران هست و در نهایت هم از نوع استفاده خود راضی نیست و از کم بودن زمان ناراحت می باشد.  
کاربری که دچار این نوع اعتیاد شده باشد خود نسبت به عوارض این موبوفوبیا و پانیک رسانه های جدید آگاهی ندارد. این بیماری دارای عوارض رفتاری و اجتماعی گوناگونی است که در طولانی مدت باعث نابهنجاری های شدید در وی می شود. پانیک یا اضطراب دائمی و ترس، سرخوردگی، افسردگی، پرخاشگری، تضعیف اعتماد به نفس، پنهانکاری و دروغگویی، درونگرایی مزمن از عارضه های روانی، بیماری های فیزیولوژیکی، دردهای مفصلی و نخاعی، ضعف چشم  از عارضه-های جسمی و کاهش ارتباطات انسانی واقعی، ایجاد فاصله اجتماعی بین کاربر و دیگران (والدین، همسر، دوستان و ...)، اختلال تحصیلی، شغلی و خانوادگی، نابهنجاری های اجتماعی، ناتوانی در درونی کردن ارزش های اجتماعی و ارزش-های شهروندی، دوگانگی اجتماعی و تعارض نقش و موقعیت در جامعه و ... از عارضه های اجتماعی و فرهنگی آن است. 
آن چه مسلم است کاربران و جامعه ای دچار این بیماری می-شوند که نسبت به این گونه از اعتیاد آگاهی نداشته باشد، علائم آن را نشناسد و نسبت به عوارض آن بی تفاوت باشند. برای کاهش این تعارض و پیشگیری و در مرحله بعد درمان باید سه سطح دولت، خانواده و کاربر را درگیر این مساله کرد. دولت باید نسبت به عوارض روانی و اجتماعی تقدم حضور رسانه های جدید در جامعه و تأخر فرهنگ استفاده آن حساس باشد. اگر چه اکنون دولت (به معنای عام) در خصوص عوارض سیاسی و امنیتی این گونه از رسانه ها حساس است و تمهیداتی برای آن دارد اما باید به این امر توجه کند که بی توجهی به عوارض روانی و اجتماعی آن یک آسیب اجتماعی بزرگ محسوب می شود که در آینده نه چندان دور باعث ناکارآمدی جامعه و عاملان اجتماعی می شود. دولت باید در برنامه ریزی های آموزشی و در ساختار آموزش رسمی خود به آموزش میزان، نوع و نحوه استفاده از این شبکه های مجازی و نرم افزارها توجه ویژه ای داشته باشد و از کتمان این واقعیت که (با توجه به رشد فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی) جهان آینده از آن این-گونه رسانه هاست پرهیز کند و با آموزش صحیح رسمی در مدارس و دانشگاه ها و غیررسمی در رسانه ها، مساجد و مراکز فرهنگی چون فرهنگسراها و ... به آمادگی فرهنگی در این حوزه بپردازد. شورای عالی فضای مجازی نیز در اسناد و راهبردهای خود مراکزی برای پیشگیری و درمان این بیماری-های نوظهور در نظر داشته باشند. همچنین دولت باید با ارائه تمهیداتی از ظرفیت های نهادهای غیردولتی و سمن ها برای آموزش سواد رسانه ای در این حوزه استفاده کند. در کنار دولت ، خانواده ها نیز باید نسبت به استفاده صحیح از این گونه فناوری ها حساس باشند و مهارت های لازم در این زمینه را به صورت مطالعه یا حضور در کلاس های آموزشی و مشاوره های لازم به دست آورند. بی شک یکی از مهمترین منشأهای بروز این چالش نوظهور، خانواده ها (والدین، همسر و فرزندان) هستند.
اعضای خانواده ای که جهت فرار از مشکلات زندگی روزمره و واقعیت های اجتماعی به نت پناه می آورند، والدینی که برای فرار از پرسشگری فرزندان از ابزار تشویقی بازی های رایانه ای و حضور آنان در دستگاه های هوشمند استفاده می کنند، همسری که محیط مجازی را به محیط گرم و واقعی خانواده ترجیح می دهد، فرزندی که کنج شبکه های اجتماعی و پرسه زنی در آن را امن تر و بهتر از محیط خانواده می داند همگی به شیوع این بیماری در خانواده کمک می کنند. از این رو آموزش این نهاد از اهمیت فراوانی برخوردار است. همچنین این را باید توجه داشته باشیم والدین الگو زندگی کودکان هستند و استفاده درست و نادرست آنان از این شبکه ها برخاسته از همین الگویابی است. والدین باید به این مهم دست یابند که در کنار فرزندان شان خود نیز نیازمند آموزش در این حوزه هستند.
در مرحله آخر کاربر است. کاربر به عنوان عامل باید نسبت به نوع و نحوه استفاده از رسانه آگاهی یابد، نسبت به حضور در آن زمان-بندی و مدیریت زمانی داشته باشد، این امر که زندگی واقعی جذابیت های حقیقی دارد را به عنوان الگوی ذهنی بپذیرد غرق شدن در زندگی مجازی غرق شدن در فضا و زیست بومی است که پاداش آنی زیاد اما پاداش آتی اندک و ناچیز دارد. این ذهنیت را باید بر سر در ذهن خود حک کند که شبکه های اجتماعی مجازی دارای فرصت ها و تهدیدها توأمان است که بهره گیری از فرصت ها و پرهیز از تهدیدها و حتی تبدیل تهدید به فرصت نیازمند یک برنامه ریزی صحیح در استفاده و آموزش مناسب در این زمینه است. در مجموع باید اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی و نرم افزارهای پیام رسان موبایلی را جدی گرفت.   


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :