کد خبر : 92420
تاریخ انتشار : 3 خرداد 1392 4:18
تعداد بازدید : 661

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الکعبة

مقدمه
تمام انسانها در زندگى خويش از فراز و نشيب برخوردارند و با مشكلات مختلفى مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشكل دچار ضعف و ناتوانى مى گردند و سعى مى كنند با كمك و راهنمايى درد آشنايان خود را از مهلكه نجات دهند و با يافتن " الگوها " در هر زمينه اى ، و سپس تبعيت از آن ، وظ ايف خويشتن را بخوبى انجام دهند و مشكلات و دردهاى خويش را تسكين بخشند . يكى از اين اسوه ها پيامبراكرم ( ص ) است كه قرآن مجيد هم اين حضرت را ( 1 ) به همين نام معرفى مى فرمايد .
بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوى " ديگر و جانشين براى آن حضرت باشيم ، به پيشواى بزرگى همچون مولاى متقيان حضرت على ( ع ) خواهيم رسيد ، و چه زيباست كه براى پذيرش اخلاق و رفتار حسنه ايشان ، زندگى پر فراز و نشيب و سراسر شگفتى آن حضرت را مرور كنيم .

كيفيت ولادت
حضرت على ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمى است كه پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مى باشد . خاندان هاشمى از لحاخ فضائل اخلاقى و صفات عاليه انسانى در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسيارى از فضايل ديگر اختصاص به بنى هاشم داشته است .

يك از اين فضيلتها در مرتبه عالى در وجود مبارك حضرت على ( ع ) موجود بوده است .

فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار كعبه نزديك ساخت و چنين گفت :

" خداوندا ! به تو و پيامبران و كتابهايى كه از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام كسى كه اين خانه را ساخت ، و به حق( 2 ) " كودكى كه در رحم من است ، تولد اين كودك را بر من آسان فرما ! لحظه اى نگذشت كه ديوار جنوب شرقى كعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شكافته شد .

فاطمه وارد كعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مكان گيتى مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سى ام عام الفيل فاطمه ( 3 ) را به دنيا آورد .
دختر اسد از همان شكاف ديوار كه دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت: ( 4 )" پيامى از غيب شنيدم كه نامش را " على " بگذار . "

دوران كودكى

حضرت على ( ع ) تا سه سالگى نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند مى خواست ايشان به كمالات بيشترى نائل آيد ، پيامبر اكرم ( ص ) وى را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد .

تا آنكه ، خشكسالى عجيبى در مكه واقع شد .
ابوطالب عموى پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگى روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموى خود عباس توافق كردند كه هر يك از آنان فرزندى از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشى در كار ابوطالب باشد .

عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، ( 5 ) على ( ع ) را به خانه خود بردند .
به اين طريق حضرت على ( ع ) به طور كامل در كنار پيامبر قرار گرفت . على ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتى هرگاه پيامبر از شهر ( 6 )خارج مى شد و به كوه و بيابان مى رفت او را نيز همراه خود مى برد .
بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت على ( ع )
شكى نيست كه سبقت در كارهاى خير نوعى امتياز و فضيلت است .

و خداوند در آيات بسيارى بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يكديگر ( 7 )دعوت فرموده است .

از فضايل حضرت على ( ع ) است كه او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند.

ابن ابى الحديد در اين باره مى گويد : بدان كه در ميان اكابر و بزرگان و متكلمين گروه " معتزله " اختلافى نيست كه على بن ابيطالب نخستين فردى است كه به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد كرده است .

حضرت على ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )
پس از وحى خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبرى و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيك وحى فرا رسيد و فرمان دعوت همگانى داده شد .
در اين ميان تنها حضرت على ( ع ) مجرى طرحهاى پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتى بود كه وى براى آشناكردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال كرد : چه كسى از شما مرا در اين راه كمك مى كند تا برادر و وصى و نماينده من در ميان شما باشد ؟

فقط على ( ع ) پاسخ داد : اى پيامبر خدا ! من تو را در اين راه يارى مى كنم .
پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : اى خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد كه على ( ع ) برادر و وصى و خليفه پس از من در ميان شماست .
از افتخارات ديگر حضرت على ( ع ) اين است كه با شجاعت كامل براى خنثى كردن توطئه مشركان مبنى بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .

حضرت على ( ع ) بعد از هجرت
بعد از هجرت حضرت على ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه ازفضايل على ( ع ) را بيان مى نمائيم :
1 - جانبازى و فداكارى در ميدان جهاد : حضور وى در 26 غزوه از 27 غزوه پيامبر ( ص ) و شركت در سريه هاى مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است .
2 - ضبط و كتابت وحى ( قرآن ) كتابت وحى و تنظيم بسيارى از اسناد تاريخى و سياسى و نوشتن نامه هاى تبليغى و دعوتى از كارهاى حساس و پرارج امام ( ع ) بود .
ايشان آيات قرآن چه مكى و چه مدنى ، را ضبط مى كرد . به همين علت است كه وى را از كاتبان وحى و حافظان قرآن به شمار مى آورند .
در اين دوران بود كه پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادرى مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت على ( ع ) پيمان برادرى و اخوت بست و به حضرت على ( ع ) فرمود :
" تو برادر من در اين جهان و سراى ديگر هستى . به خدايى كه مرا به حق برانگيخته است ... تو را به برادرى خود انتخاب مى كنم ، اخوتى كه دامنه آن هر دو جهان ( 8 )را فرا گيرد . "

حضرت على ( ع ) داماد رسول اكرم ( ص )
عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جزعلى ( ع ) كسى شايستگى زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامى كه على ( ع ) در ميان نخلهاى باغ يكى از انصار مشغول آبيارى بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود : دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است .

و به سوى خانه رسول به راه افتاد .

وقتى به حضور رسول اكرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخنى بگويد ، تا اينكه رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا شد و حضرت على ( ع ) با تكيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود :

" آيا صلاح مى دانيد كه فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ " پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادى رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند .

غدير خم
پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربركتش درراه برگشت در محلى به نام غديرخم در نزديكى جحفه دستور توقف داد ، زيرا پيك وحى فرمان داده بود كه پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام ( 9 )برساند .

پس از نماز ظ هر پيامبر ( ص ) بر بالاى منبرى از جهاز شتران رفت و فرمود :
" اى مردم ! نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم درباره من چه فكر مى كنيد ؟ " مردم گفتند :" گواهى مى دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ مى كردى "
پيامبر فرمود : " آيا شما گواهى نمى دهيد كه جز خداى يگانه ، خدايى نيست و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ "
مردم گفتند : " آرى ، گواهى مى دهيم . "
سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت على ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : " اى مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان كيست ؟

" مردم گفتند : " خداوند و پيامبر او بهتر مى دانند . " سپس پيامبر فرموند :
" اى مردم ! هر كس من مولا و رهبر او هستم ، على هم مولا و رهبر اوست . " و اين جمله را سه بار تكرار فرمودند .

بعد مردم اين انتخاب را به حضرت على ( ع ) تبريك گفتند و با وى بيعت نمودند .

حضرت على ( ع ) بعد از رحلت رسول اكرم ( ص )
پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) به علت شرايط خاصى كه بوجود آمده بود ،حضرت على ( ع ) از صحنه اجتماع كناره گرفت و سكوت اختيار كرد.

نه در جهادى شركت مى كرد و نه در اجتماع به طور رسمى سخن مى گفت .

شمشير در نيام كرد و به وظ ايف فردى و سازندگى افراد مى پرداخت .

فعاليتهاى امام در اين دوران به طور خلاصه اينگونه است :

1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت على ( ع )
2 - تفسير قرآن و حل مسائل دينى و فتواى حكم حوادثى كه در طول 23 سال زندگى پيامبر ( ص ) مشابه نداشت .
3 - پاسخ به پرسشهاى دانشمندان ملل و شهرهاى ديگر .
4 - بيان حكم بسيارى از رويدادهاى نوظ هور كه در اسلام سابقه نداشت .
5 - حل مسائل هنگامى كه دستگاه خلافت در مسائل سياسى و پاره اى از مشكلات با بن بست روبرو مى شد .
6 - تربيت و پرورش گروهى كه از ضمير پاك و روح آماده ، براى سير و سلوك برخوردار هستند .
7 - كار و كوشش براى تامين زندگى بسيارى از بينوايان و درماندگان تا آنجا كه با دست خويش باغ احداث مى كرد و قنات استخراج مى نمود و سپس آنها را
در راه خدا وقف مى نمود .

خلافت حضرت على ( ع )
در زمان خلافت حضرت على ( ع ) جنگهاى فراوانى رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان كه هر يك پيامدهاى خاصى به دنبال داشت .

شهادت امام على ( ع )
بعد از جنگ نهروان و سركوب خوارج برخى از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادى ، و برك بن عبدالله تميمى و عمروبن بكر تميمى در يكى از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزى ها و جنگهاى داخلى را بررسى كردند و از نهروان و كشتگان خود ياد كردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه باعث اين خونريزى و برادركشى حضرت على ( ع ) و معاويه و عمروعاص است .
و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تكليف خود را خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند كه هر يك از آنان متعهد كشتن يكى از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام على ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد كوفه نشستند .
آن شب حضرت على ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتى موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام كلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد . حضرت على ( ع ) فرمود : از قضاى الهى نمى توان گريخت . آنگاه كمربند خود را محكم بست و در حالى كه اين دو بيت را زمزمه مى كرد عازم مسجد شد .
كمر خود را براى مرگ محكم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدكرد . و از مرگ ، آنگاه كه به سراى تو درآيد ( 10 ) . جزع و فرياد مكن ابن ملجم ، در حالى كه حضرت على ( ع ) در سجده بودند ، ضربتى بر فرق مبارك خون از سر حضرتش در محراب جارى شد و محاسن ( 11 ) آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين كرد .
در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الكعبه " به خداى كعبه سوگند كه رستگار شدم سپس آيه 55 سوره طه را تلاوت فرمود :
" شما را از خاك آفريديم و در آن بازتان مى گردانيم و بار ديگر از آن ( 12 ) بيرونتان مى آوريم . حضرت على ( ع ) در واپسين لحظات زندگى نيز به فكر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود :
" شما را به پرهيزكارى سفارش مى كنم و به اينكه كارهاى خود را منظم كنيد و اينكه همواره در فكر اصلاح بين مسلمانان باشيد . يتيمان را فراموش نكنيد ، حقوق همسايگان را مراعات كنيد . قرآن را برنامه ى عملى خود قرار دهيد . نماز را بسيار گرامى بداريد كه ستون دين شماست ."

حضرت على ( ع ) در 21 ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاك سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد .


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :